تبليغاتX
برات شعر میگم! -
پاییز / فصل پولداری خداست / شاباش سکه های برگ زرد / در باد.

قهوه را که باید

 

تلخ نوشید

 

بی شیر و شکر

 

سیاه

 

آرام و رام

 

با سیگاری که بیشتر

 

روی جاسیگاری دود می شود

 

و باید قطر قطر

 

کتاب های قطور را

 

آلوده به ویروس ایسم

 

در جغرافیای خود بزرگ بینی

 

به دور هم بودن

 

در کافه ای تاریک

 

سنجاق کرد

 

و خون غرور از نوع دیگری بودن را

 

باید با انجماد سرنگ فاصله

 

برای خاص بودن

 

به خود یا دیگری

 

تزریق کرد

 

آری

 

این همه را باید

 

به هر که از ما نیست

 

تحمیل کرد

 

اما

 

باید در تنهایی گریست

 

مبادا که چشمانت را

 

دیگری بیند

+ نوشته شده در  85/01/26ساعت 1  توسط مهرنوش |